دلبرانه

مطالب عاشقانه - عکس های عاشقانه - دانلود اهنگ - تکست ترانه - حرف قشنگ

عشق من

زندگی کــاش دست از سر مـــن بردارد

زندگی بودن در پشت حصـــاری تنـــهاست

زندگی ماندن در حســـرت آن فـــرداهاست.....


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

بدهکاریم

ما بدهكاريم

 به كساني كه صميمانه ز ما پرسيدند

 معذرت مي خواهم چندم مرداد است ؟

 و نگفتيم

 چونكه مرداد

 گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است

 ((حسين پناهی))



+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

لاله وروی تو


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

دوستت دارم

     دوستت دارم " را ، من دلاویز ترین شعر جهان یافته ام

 دامنی پر کن از این گل ، که دهی هدیه به خلق

 که بری خانۀ دشمن ،

 که فشانی بر دوست ،

 در دل مردم عالم به خدا ، نور خواهد پاشید ، روح خواهد بخشید ،

 تو هم ای خوب من ، این نکته به تکرار بگو ،

 این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت ،

 نه به یکبار و به ده بار ، که صد بار بگو ،

 " دوستم داری "را از من بسیار بپرس

 " دوستت دارم " را با من بسیار بگو !



+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

چرا دل بستم؟؟؟؟؟؟؟

دردم این نیست که او عاشق

نیست
دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی
است
دردم این است که با دیدن این سردی ها من

چرا دل بستم؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

آیینه

اون که تو آینه ی منه شکل منه من اما نیست

یکی به شکل خود من انگاری دیگه اینجا نیست

اون که تو آینه ی منه روزی هزار بار میشکنه

یه زندگی یه خاطره تو آینه ی دل منه

 

اون روزا که خودم بودم

کوچه پر از ترانه بود

چشما یه برق دیگه داشت

درختا پر جوانه بود

من بودم و بنفشه ها

یه پشت بوم یه خاطره

دل جوونم می تپید

پشت حصار پنجره

(فریدون آسرایی)


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

تو چه کردی؟؟؟؟

سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟
افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟

من شور و شر موج و تو سر سختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟

هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی
من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی

مغرور، ولی دست به دامان رقیبان
رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟

«تنهایی و رسوایی»، «بی مهری و آزار»
ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی
؟؟؟


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

کوچه

بی تو طوفان زده دشت جنونم
صید افتاده به خونم

تو چه‌سان می‌گذری غافل از اندوه درونم؟

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره‌ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی ...
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

چون در خانه ببستم،
دگر از پا نشستم
گوئیا زلزله آمد،
گوئیا خانه فروریخت سر من

بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو، کس نشنود از این دل بشکسته صدائی
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی

تو همه بود و نبودی
تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من
که ز کوی‌ات نگریزم
گر بمیرم ز غم دل
به تو هرگز نستیزم

من و یک لحظه جدایی؟!
نتوانم، نتوانم
بی تو من زنده نمانم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

محبوب من

 

محبوب من !

در من باغی گسترده است

پر از خیال های عاشقانه ای

که دست تو می کارد

و در نسیم چشمانت

رؤیاها را گل می دهند

در من   ...

ازدحام گنجشک هائی ست

که شاخه های عطر تو را

از نفس های دلم می چینند

و در مزارع دوردستِ خواب و بیداری

تو را آشیانه می کنند

و من

از نجوای دستانت

"عاشقانه"  می چینم !

          پرویز صادقی


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

زندگی

زندگی چون کودکی تنهاست:
ساده وغمناک!
اشک سردی همچون مروارید
می دود در جام چشمانش،
می چکد بر خاک،
سادگی در چهره اش پیداست!
گاه یک لبخند
می دمد در آسمان گونه هایش گرم،
می شکوفد در بنا گوشش
غنچه آزرم.
گاه ابر تیره اندوه
بر جبینش میگشد دامن
سر فرو می اورد نا شاد،
چون نهاهی نرم و نازک تن
در گذار باد


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

پیله تنهایی

جایی در همین نزدیکی
شاید کمی دورتر
شاید کمی نزدیک تر
کسی آواز تنهایی سر میدهد
آهای با شمایی که گوشتان را گرفته اید
با شما هستم
تا به حال
پیله تنهایی کسی را پاره کرده اید
؟
یا
خودش و پیله اش را زیر پایتان له کرده اید ؟
شاید اینجا کسی کمی تنهاست
لطفاً کمی بلندتر سکوت کنید
شاید
سکوتها و بی تفاوتیهایتان
کسی را سخت آزار دهد
!!!
لطفا کمی بلندتر سکوت کنید
لطفا



+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

تو رفتی....

حالا تو رفته ای ، من ماندم و یک دنیا خاطره

یک دنیا خاطره که باید دفنشان کنم

میخواهم یه گور دسته جمعی بکنم و تمام خاطراتت را چال کنم

یادته پرسیدی که بعد رفتنت خیلی آروم گفتم که برو به ....

و تو نشنیدی که گفتم برو به سلامت یا برو به درک !!!!

آری تو پرسیدی منظورم به سلامت بود یا به درک ؟

حالا که فکر میکنم ، میبینم که منظورم این بوده است :

به درک که رفتی ،

لیاقتت همین بود یه عشق زیر زمینی

خیال نکن بزرگی هر جا بری همینی



+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

نفس می کشم نبودنت را

نیستی

هوای بوی تنت را کرده ام

می دانی

پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است

تو نیستی

آسمان بی معنیست

حتی آسمان پر ستاره

و باران

مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد

تو نیستی

و من چتر می خواهم ...

هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...

خودم را به هزار راه میزنم

به هزار کوچه

به هزار در

نکند یاد آغوشت بیفتم ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

از جنس کدام نور بودی ستاره من؟

که جسارت با تو بودن در من جنبید؟

و من چه عاشقانه به رویت لبخند زدم

و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی

و این شد

عاشقانه ی آرام "من" و تو"

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

گلایه های شنیدنی دکتر شریعتی

پريشانم،

چه مي‌خواهي‌ تو از جانم؟مرا بي ‌آنکه خود خواهم اسير زندگي ‌کردي
خداوندااگر روزي ‌ز عرش خود به زير آيي 
لباس فقر پوشي 
غرورت را براي ‌تکه ناني 
‌به زير پاي‌ نامردان بياندازي‌ 
و شب آهسته و خسته 
تهي‌ دست و زبان بسته 
به سوي ‌خانه باز آيي 
زمين و آسمان را کفر مي‌گويي 
نمي‌گويي؟
خداوندااگر در روز گرما خيز تابستان 
تنت بر سايه‌ي ‌ديوار بگشايي 
لبت بر کاسه‌ي‌ مسي‌ قير اندود بگذاري 
و قدري آن طرف‌تر 
عمارت‌هاي ‌مرمرين بيني‌ 
و اعصابت براي‌ سکه‌اي‌ اين‌سو و آن‌سو در روان باشد 
زمين و آسمان را کفر مي‌گويي 
نمي‌گويي؟
خداوندااگر روزي‌ بشر گردي‌ 
ز حال بندگانت با خبر گردي‌ 
پشيمان مي‌شوي‌ از قصه خلقت، از اين بودن، از اين بدعت
خداوندا تو مسئولي
خداوندا
تو مي‌داني‌ که انسان بودن و ماندن 
در اين دنيا چه دشوار است، 
چه رنجي ‌مي‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

خواب غفلت

پلکهایم سنگین روی هم ... چشمانم خواب است بسته به روی حقایق هستی سالهاست کاش روزی بیدار شوم و ببینم نور حقیقت را جاری در هر ذره زیبای تجلیپلکهایم سنگین روی هم ...

چشمانم خواب است

بسته به روی حقایق هستی

سالهاست

کاش روزی بیدار شوم

و ببینم نور حقیقت را

جاری در هر ذره زیبای تجلی


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

بدهکاریم...

ما بدهكاريم 

 به كساني كه صميمانه ز ما پرسيدند 

 معذرت مي خواهم چندم مرداد است ؟

 و نگفتيم 

 چونكه مرداد 

 گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است 

 ((حسين پناهی))



+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

و آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت

دو قطره آب كه به هم نزدیك شوند، تشكیل یك قطره بزرگتر میدهند... 


اما دوتكه سنگ هیچگاه با هم یكی نمی شوند !

پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم،

فهم دیگران برایمان مشكل تر، و در نتیجه

امکان بزرگتر شدنمان نیز كاهش می یابد...

آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ،

به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن به هدف خود

لجوجتر و مصمم تر است.

سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد.

اما آب... راه خود را به سمت دریا می یابد.

در زندگی، معنای واقعی

سرسختی، استواری و مصمم بودن را،

در دل نرمی و گذشت باید جستجو كرد.

گاهی لازم است كوتاه بیایی...

گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...

اما می توان چشمان را بست وعبور کرد

گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...

گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوزی که نبینی....

ولی با آگاهی و شناخت

 و آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

کنج قناعت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

خدایا عاشقم کرد

خدایا عاشقم کرد و ، کنار من نمی مونه

داره دل می کنه میره ، بهم میگه پشیمونه

خدایا عاشقم کرد و ، حالا از بودنم سیره

دل بی رحم اون حالا ، یه جای دیگه ای گیره

خودش با من نمی مونه ، میگه قسمت ما اینه

میذاره گردن تقدیر ، گناهش رو نمی بینه

چه سال نحسیه امسال، چه روزای بدی دارم

آهای تقویم پر پاییز، ازت بیزار بیزارم

تو تعبیر کدوم خوابی؟ کدوم کابوس بی پایون؟

چقد دل می بری ساده، چقد دل می کنی آسون

کدوم مهمون ناخونده ، منو از قلب تو رونده؟

نگاتو کی ازم دزدید؟ دل من رو کی سوزونده؟

خودش با من نمی مونه ، میگه قسمت ما اینه

میذاره گردن تقدیر ، گناهش رو نمی بینه

چه سال نحسیه امسال ، چه روزای بدی دارم

آهای تقویم پر پاییز ، ازت بیزار بیزارم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

خداحافظ

دیگه دیره واسه موندن دارم از پیش تو میرم


جدایی سهم دستام که دستاتو نمیگیرم


تو این بارون تنهایی دارم میرم خداحافظ


شده این قصه تقدیرم چه دلگیرم خداحافظ


دیگه دیره دارم میرم چه قدر این لحظه ها سخته


جدایی از تو کابوسه شبیه مرگ بی وقته


دارم تو ساحل چشمات دیگه آهسته گم میشم


برام جایی تو دنیا نیست تو اوج قصه گم میشم....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

هنوز عادت به تنهایی نـــــــدارم

هنوز عادت به تنهایی نـــــــدارم
باید هر جوریه طاقت بیــــــــارم
اسیرم بین عشق و بی خیالی
چه دنیای غریبی بی تو دارم
میترسم توی تنهایی بمیـــــرم
کمک کن تا دوباره جون بگیــــرم
یه وقتایی به من نزدیکترشــو
دارم حس میکنم ازدست میــرم

***
نمیترسیـــ ببینیـــ برای دیدن تـــو ،یه روز از درد دلتنگیـــ بمیــــرم
تو که باشی کنارمـــ میخوام دنیا نباشه ، تو دستای تو آرامش بگیـــرم
بگو سهم من از تـــو چی بوده؟ غیر از این تب! کیو دارم بجز تنهایی امشبــــ
میخوام امشب بیوفتهـــ به پای تو غرورم ، نمیتونم ببینم از تو دورم
***
دارم تاوان دلتنگیمــو میــدم
کنار تو به آرامش رسیـــدم
بیا دنیامو زیبا کن دوبــاره
خدایا از تو زیباتر ندیــــدم
***
نمیترسیـــ ببینیـــ برای دیدن تـــو ،یه روز از درد دلتنگیـــ بمیــــرم
تو که باشی کنارمـــ میخوام دنیا نباشه ، تو دستای تو آرامش بگیـــرم
بگو سهم من از تـــو چی بوده؟ غیر از این تب! کیو دارم بجز تنهایی امشبــــ
میخوام امشب بیوفتهـــ به پای تو غرورم ، نمیتونم ببینم از تو دورم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

حرفامو باور کن

حرفامو باور کن بدجور گرفتارم 

هم بغض بارونم هر لحظه میبارم

این بی قراری ها تقصیر چشماته

ای که نمیبینی تو قلب من جاته

حرفامو باور کن .. بیرنگ و بینورم 

از حس پروازم یک آسمون دورم

این خستگیهامو ای کاش که میدیدی 

من بی تو پژمردم اما نفهمیدی

حرفامو باور کن .. حرفی بزن با من 

این حس دلگیرو با یک نگاه بشکن

این فاصله عشقو ..  از یاد تو برده 

اسمم به دست تو انگاری خط خورده

باور کنی یا نه درگیر تقدیرم 

یک روز از این روزا من بی تو میمیرم ....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

دانلود دکلمه اما بازم نیومدی

عاشقو مجنونت شدم...نخونده مهمونت شدم...کلی پریشونت شدم ...

 اما بازم نیومدی! 

قهوه ی فنجونت شدم ...شمع تو شمدونت شدم....خاک تو گلدونت شدم

اما بازم نیومدی! 

برف زمستونت شدم... رسوا و حیرونت شدم... چک چک ناودونت شدم...

اما بازم نیومدی!

افتابو بارونت شدم ...اشکال غلتونت شدم...عطر گلابدونت شدم...

اما بازم نیومدی! 

 ماه تو عیونت شدم...خرابو ویرونت شدم...گل گلستونت شدم ...

اما بازم نیومدی! 

 سه ماه تابستونت شدم...الوندو کارونت شدم...دشتای ایرونت شدم...

اما بازم نیومدی! 

دنا و هامونت شدم... نزدیک تر از جونت شدم...رگت شدم،خونت شدم...

اما بازم نیومدی!  

خادمو در مونت شدم... اسیر زندونت شدم...گلاب کاشونت شدم...

 اما بازم نیومدی!  

 یه جوری مدیونت شدم...سنگ خیابونت شدم...راهیه میدونت شدم...

اما بازم نیومدی! 

تو سختی آسونت شدم... تو دردا درمونت شدم...ناجی پنهونت شدم...

اما بازم نیومدی! 

لباسو سامونت شدم ...سارق ایمونت شدم...چشمای گریونت شدم....

اما بازم نیومدی!  

لبای خندونت شدم....گشنه شدی نونت شدم...اب فراوونت شدم... 

اما بازم نیومدی!

 همیشه ممنونت شدم...من نی چوپونت شدم...آب تو بیابونت شدم...

اما بازم نیومدی! 

شعرای ارزونت شدم...عمری غزل خونت شدم ... تسلیمه قانونت شدم...

اما بازم نیومدی!

کشته ی مژگونت شدم... هلاک چشمونت شدم...رفتم و قربونت شدم...

اما بازم نیومدی!   نم نم بارونت شدم    اما بازم نیومدی!!!!!! 

دانلود : لینک


+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  | 

دلم گرفته ای خداااااااااا


ای خدای مهربون، دلــــــــم گرفــتـــــــــه

با تو شعرام همگی رنگ بهاره
با تو هیچ چیزی دلم کم نمیاره
وقتی نیستی همه‌چی تیره و تاره
کاش ببخشی تو خطاهامو دوباره

ای خدای مهربون دلم گرفته
از این ابر نیمه‌جون دلم گرفته
از زمین و آسمون دلم گرفته

آخه اشکامو ببین دلم گرفته
تو خطاهامو نبین دلم گرفته
تو ببخش، فقط همین، دلم گرفته

توی لحظه‌های من شیرین‌ترینی
واسه عشق و عاشقی تو بهترینی
کاش همیشه محرم دل تو باشم
تو بزرگی اولین و آخرینی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش  |